|
نوشته شده توسط حسين رومينا (شاعردريا)
|
|
يكشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۴ |
|
دلم جرئتش قطره ای بیش نیست تو ای عشق اورا به دریا ببر.....
یک نظر از دیده ی تو شعله زده به جان من
آن نظر چو دام تو برده دگر توان من
ای به فدای رخ تو این سر و این پیکر
دیده ی خود زمن مگیر ای روح و ای روان من
دید ن روی ماه تو مرا دوباره جان دهد
یک نظری به من نما بی خبر از نهان من
تو در شب سیاه من بسان یک ستاره ای
در خششی ز خود نما صفا بده به جان من
شاعردریا
|
|
آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۷ |