صفحه اصلی اشعار شاعر دريا دو بیتی ها سرگردانی
سرگردانی PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط حسين رومينا (شاعردريا)   
يكشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۴۳

 

عجب سوزی است سوز آشنایی ... و از آن جان سوزتر جدایی

چه می شد از ازل در آتش عشق .. جدایی را بسوزد آشنایی

همیشه آرزوم بوده هیچوقت طعم جدایی بعد آشنایی رو نچشم . همیشه ترس از جدایی بدنمو می لرزوند که باید روزی منتظر جدایی باشم چرا ؟ نمیدونم . ولی ...

ولی آخر کار هم جداییو میدیدم . حکمت چی بود ؟ نمیدونم ...

عاقبتم این دفعه چیه ؟ نمیدونم ...
حکمتم این بار چیه ؟ بازم ...
نمیدونم

مرا بر  بودن   خود   اعتمادی   نیست نیست

به زخم لاعلاج  من زمادی  نیست نیست

چه حاجت بر سکوتم یا خروشم یا که احساس

که در دنیا ز پاکی ها نمادی نیست نیست

---------------------------------------

نمی دانم چرا سرگشته ام من

اسیر  و  خام  دنیا   گشته ام  من

نمی دانم  ندارم   من   جوابی

چرا بر دوست داشتن تشنه ام من

------------------------------------------

الهی آشنایی آفریدی نعمتت شکر

بَر ِاین آشنایی وصل دادی حکمتت شکر

الهی  این  جدایی  را   ز  من  گیر

که رحمت  بینم  ای جان  رحمتت شکر

شاعردریا

سوز آشنایی

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."