صفحه اصلی اشعار شاعر دريا اهل بیت شاید این جمعه بیاید ...
شاید این جمعه بیاید ... PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط حسين رومينا (شاعردريا)   
يكشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۲۲

خدایا اگر بنده ای بد کارم ٬ شوق رحمت دارم
بیقرارم

چقدر سخت است زندگی برای گلی که از شکوفایی خندان نیست و آرزویش پرپر شدن است٬روزگار این است٬آمدن برای رفتن٬بودن برای فرسودن و زندگی برای مرگ.حکایت غریبی است این زندگی٬ حکایت غریبی است این روزگار و از همه غریبترانتظار. . .

در این دنیای وحشتزا ٬ چه کابوسی بود  بودن

چه کابوسی بود ماندن ٬ به دل افسوس و فرسودن

ندیدن  یک  بهاری را ٬ که  گل از تازگی خندد

تمام عمر خود را دل ٬ به پرپر گشتنش بندد

عجب  دنیای  بی رحمی ٬ سراسر   دشنه  و  خنجر

همه  آماده ی پیکار ٬ به کشتن های درد آور

جهان  را  تیرگی آمد ٬ نیامد او  که  می آید

به هر جمعه که می آید ٬ بگویم  آید او شاید

مگر جرمم چه  بود آخر ٬ که دیدارش میسر نیست

که این دردست در سینه ٬ ندانم  دل اسیر کیست

خدایا حکمت آخر چیست ٬ که دنیااین چنین دون است

که کی می آید آن دلدار ٬ که گیرد از غریبان دست

دلم دریاچه ی خون شد ٬ به جانم یک نفس هم نیست

ندارم آرزو  جز  مرگ ٬ خدایا حکمت آخر چیست؟

 

شاعردریا


یا مهدی

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."