صفحه اصلی اشعار شاعر دريا اجتماعی شرح حال 3
شرح حال 3 PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط حسين رومينا (شاعردريا)   
يكشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۰۸

الهی:

در این دوران که دلها چشمه ساری بیش نیست

دلم را وسعتی دریای بی حد و کران ده


من از یاران دگر یاری نخواهم


که کس با ما سر یاری  ندارد



من از دنیا دگر چیزی نخواهم


که او بهرم  وفا داری   ندارد



دلم  آنقدر ز دنیا  خسته  گشته


که حال  گریه و زاری  ندارد



اگر عاشق شوم مجنون نمانم


جنون هم با سرم کاری  ندارد



سرازفرجامِ بی فرجامی امروز


به خود فکری به فردایی ندارد



همه  دستی به  دست  هم نهادند


که شادی در دلم  بذری نکارد



دل از صبر و شکیبایی  فراری


که ایّوبی!  کجا این  دل تواند



ولی  بهرش  دگر  چاره  نمانده


کجا از  صبر یاری  بهتر آرَد

 

 

 

شاعردریا

 


نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۱